روزی که به برکه ی عشق رسیدم، رودخانه شدم و خروشیدم!

روزی که زیر باران عشق دل را به تو سپردم، دریا شدم

 و آن روز که عشق را به جان یافتم، به اقیانوسها پیوستم!

تا یک روز تو آمدی

و من در وسعت زیبایی خداییت غرق شدم.

و جان را به خاکپای تو سپردم و تن را به خدمتت؛

و گرچه هیچ نداشتم،

دل را به تو دادم، همه چیز دیروزم را به همه چیز فرداهایم!

و امروز در ساحل برکه ی فراتر از اقیانوس تو

دریای وجودم را به امید امواج لطفت

به دست نسیم محبتت می سپارم،

و دل را برای همیشه

خاکپای قدوم مقدست می کنم

تا روی سیاهم را در پناه قلب سرخ عاشقم بپوشانم

و از تو راه و رسم عشق بیاموزم

و با تو تا بیکران ها سفر خواهم کرد.

 با تو خواهم بود

تا همیشه.


دسته ها : شعر
1389/6/12 19:46
X